اخوان : نوپرداز خراسانی سرود
بخش 3
به زودی با نیما آشنا شدم ، در حالی که با شیوه
های قدیم شعر در آن حد که جوانی جوینده و علاقه مند مجال داشته باشد آشنا شده
بودم. به نظر من شیوه های قدیم مجال محدودی بود. نیما به مرکب من چرخی افزود و مرا به جلو راند. و من که همیشه معتقد بودم که شاعری یک نوع پیامبری فردی ست،
شعر برایم جذبه ای جادویی و مذهبی پیدا کرد و رنگ و راه اصلی زندگیم شد."
اگر که
اخوان به شعری که نیما مبتکر آن بود ، توجه و اعتقاد مخصوص نشان می دهد ، از سر دقت و
تجربه و آزمایش است. اخوان شعر قدیم ایران را خوب می شناسد ، همچنان که شعر و ادبیات عرب را. او علم شعر
وشاعری خوانده است و قول و غزل به شیوه قدیم بسیار دارد.اگر چه از سر آزمون به
سرودن شعر آزاد امروزی هم دست زده است. اگر چه آنها را فقط آزمایش و تجربه می
خواند و معتقد است که آنچه در شعر بیوزن گفته است ، فقط به همان شکل می توانسته بگوید و برایش
دلنشین بوده است.اخوان به لزوم موزون بودن شعر فارسی معتقد است و می گوید :
"هر ملتی برای خود تربیت ذهنی و سنتی ویژه ای دارد. مردم ما شعری را که خالی
از ترنم و وزن باشد شعر به معنی کامل نمی شناسند .البته ما امروز شعر منثور هم
داریم. اما این آن شعری نیست که واگو شود ، یعنی مردم حفظ شوند و زمزمه کنند و بخوانند. وزن
شعر ما می تواند عروضی قدیم باشد یا نیمایی ، یا ترانه های عامیانه ، به هر حال ضرب وریتم ضرورت شعر ماست.

