رآهنرو=راه+آهن+رو (باکاستن از حروف تکراری= رآهنرو )=قطار .مخفف : رنرو
رآهنربا=راه آهن+ربا ( باکاستن از حروف تکراری=رآهنربا=قطارمغناطیسی
رآهنشار= رولر کوستر - قطار سرعتی در شهر بازی ها (راه آهن +شار) =رآهنشاره
بادناو=هاورکرافت - هوا ناو
آمیزه پاش=کاربراتور
{مخفف در زبان فارسی اکثرا در حوزه شعر و به علت تنگناهای ناشی از اوزان وقوافی پدیدآمده است و برخلاف برخی از زبانها در حوزه نثر کمتر شاهد این پدیده هستیم. }
جم=مخفف جام
جم=مخفف جام جم (باکاستن از حروف تکراری)
جم = نمایش دادن بر پرده سینما یا صفحه مانیتور یا اسکوپ - جماندن - جمیدن (در افسانه های ایران باستان جام جم یا به اختصار جم دستگاهی بوده که کاربردی همانند تلویزیون مدار بسته ماهواره ای جهانی داشته است. این دستگاه افسانه ای آرزوی دیرین بشر به دستیابی به سامانه ای فراسوتر از اینترنت کنونی را یادآور می گردد .)
دور جم = تلویزیون
پرده جم =سینما
شبستان=سالن سینما مثلا شبستان استقلال
در =با ضمه دال مخفف دور مثلا دورنما =در نما
گوی گام = فوتبال
گوی گامزن = فوتبالیست
گوی پنجه = والیبال
تورینه - توری = شبکه
برایه=برا+یای واسط+ه (پسوندنشانه ابزار ) ای ر فویل -حجم بال که بر روی آن خلا نسبی
ایجاد می شود که آن خلا نسبی را به نام نیروی برا می شناسیم .
بادپو شناسی = علم ای رو داینا میکس
باد پویه = هر گونه وسایلی که دارای شکلی ای رو داینامیکی باشند.
باد پویایی
برا کشتی = هایدرو فویل - نوعی کشتی مدرن که بر روی بال هایش بر فراز آبها حرکت می کند
برا لنج
برا قایق
آفتابه فرنگی = بیده
آفتابه فرنگی یا بیده توسط غربی ها در انواع متنوعی نظیر آب پرتابی ،غرقابی ؛ توالت همراه و دارای هوا گرم پاش و غیره ؛ اختراع و تولید شده است. آفتابه فرنگی ِ آب پرتابی درهتل های ایران بیشتر متداول است.پل پیاده =پل عابر پیاده
فرا گذر = پل سواره رو - پل رو گذر - رو گذر
بسته های کم جا گیر
بسته های بر هم نشین
ظروف تو هم رو - ظروف در هم رو
قارچ به داشته =قارچ اورگانیک- نوعی از قارچ که در شرایطی بسیار پیشرفته و بهداشتی پرورش یافته و مورد بهره برداری قرار گیرد .
اجاق نان گرمکن
اجاق تندپز = اجاق مایکرو ویو = مایکرو فر
وظیفه مترجم انتقال مفاهیم از زبانی به زبان دیگر با استفاده از تمامی ظرفیتهای زبان مقصد است و در این راه هر واژه ای که بتواند مفهوم را به درستی انتقال دهد صرف نظر از اینکه سره یا ناسره باشد چونان گوهری بر انگشتری ترجمه می نشیند.
کاج آلو - کاجه - کاژه = آناناس
تشار - تشاره = جت (تش مخفف آتش+شار با حذف حرف تکراری ش )
چرخ پره = توربین
تنوره = کامباسشن چمبر-اتاق احتراق در موتورهای جت
باد افشار - باد انبوه = کمپرسور هوا در موتورهای تشاری
نیرویه =(نیرو+یای واسط+ه) انرژی
درون کش = این تی کسامانه برد و فرست = سیستم حمل و نقل
برون ده - برون بن =اگزوز
یخزن = فریزر
باد انبان = ایربگ - کیسه هوا
برد و فرست همگانی = حمل و نقل عمومی
میانگزین خورشیدی = متمرکز کننده نور خورشید
گِردآور خورشیدی = کلکتور خورشیدی
کششنان = پیتزا
نان رشته = لازانیا
کششنان پز = پیتزا پز
کششنان پز ی - کشنانه پزی = پیتزاپزی
گِردآور = خازنیخچال یخزن = یخچال فریزر
یخچال کنارآکنار - یخچال پهلو به پهلو = یخچال ساید بای ساید
پرستش سو = قبله
روی آوران = ارباب رجوع ؛ مراجعه کنندگان
روی آورگاه = محل رجوع
روی آوری = رجوع
کتابهای روی آوری = کتابهای مرجع
روی آوره های تقلید = مراجع تقلید
های زیر آوا = حرف ه درآخر واژه هایی مثل ساده ؛ پیاله ؛ جامه که بجای صدای ه صدای زیر (کسره )شنیده می شود.
فرا انسان = انسان کامل
فرهی اومند = شکوهمند
رخشآتش = آذرخش
بازآمدگی = رجعت
بازآمدگان = رجعت کنندگان
رخش = برق - الکتریسیته (گرفته شده از واژه ی آذرخش)
رخشی = برقی - الکتریکی
رخشکار = برقکار - الکتریک
رخشه = الکترون
رخشه یی = الکترونی
رخشه وند = الکترونیکی
نگار افکن ؛ نگر افکن = دوربین عکاسی
دور نگر = تلسکوپ
نوبت شمار = دستگاهی که در بانک ها و دیگر مراکز شلوغ به مشتریان برگ نوبت می دهد.
گفتگو پرداز - گفتگو گر - گفتگو ینده = مصاحبه گر ؛ گزارشگر ِگفتگو ؛ گزارشگر ِمصاحبه ؛ مصاحبه کننده
سبزه بدر = سیزدهم فروردین ؛ روز طبیعت
هوا گرم پاش = سشوار
دست آزاد = Hands free
تخته پیوست = صفحه رابط - board - برد الکترونیکی
نرمش پذیر = انعطاف پذیر
نرمش ناپذیر = انعطاف ناپذیر
آسان وارو =Over easy نیمرو کیسه ای
فرا پو - اوج رو = آسانسور
دگرش = تغییر
دگرش پذیر = تغییر پذیر
دگرش ناپذیر = تغییرناپذیر
درهم نیمرو = نیمرویی که آن را درهم مخلوط کنند.
پرتو همتافته - پرتو همراستا = اشعه ی لیزر
سربرانداز - سرانداز = گیوتین
شگفتی سرا = گنجینه - موزه
سبزه وار = واحه
بیدگونه = کنایه از درخت اکالیپتوس
شهر آذیین = زینت دهنده ی شهر
کد = درقدیم به معنی خانه. امروزه در کلماتی مثل کدبانو و کدخدا هنوز هم کاربرد دارد. باجه و کیوسک
نیز به معنای نوعی پلاژ که در دیواره های تپه های کنار رود دز بمانند غار می کنند و آنرا به تجهیزات زندگی تفریحی مجهز می کنند.
گوهر خیز = پر نعمت
پرسش پژوه = فیلسوف

