|
خوشا از دل نم اشكي فشاندن |
|
|
قيصر
امين پور
|
خوشا از دل نم اشكي فشاندن |
|
|
قيصر
امين پور
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب
کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین
نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به
منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون ،
پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت
مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر
که متن سکوت مرا کتاب کنید
ساکت و تنها
چون کتابی در مسیر باد
می خورد هر دم ورق اما
هیچ کس او را نمی خواند
برگها را می دهد بر باد
می رود از یاد
هیچ چیز از او نمی ماند
بادبان کشتی او در مسیر باد
مقصدش هر جا که بادا باد
بادبان را ناخدا باد است
لیک او را
هم خدا
هم ناخدا
باد است.
قیصر امین پور
حرفهای ما هنوز نا تمام
تا نگاه می کنی
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظهء عزیمت تو ناگزیر می شود
آی
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود
قیصر امین پور