تبليغاتX
" شاهکارهای شعر نو پارسی"
جمعه بیست و سوم اسفند 1387



 

خواندنی ها را سراسر خوانده ایم  امّا غلط

پیش ما  دنیا کتابی بود سر تا پا غلط

سال ها تدریس  می کردم  خطا را با خطا

سال ها تصحیح می کردم غلط را با غلط

بی خبر بودم دریغا از اصول الدین عشق

خط غلط انشا غلط  دانش غلط  تقوی غلط

دین اگر این است بی دینان عالم  مومن اند

این مسلمانی ست آخر؟ لا غلط، الا غلط ؟

گفتم از بودا و هندو خط و خالی بشنوم

خال هندویان غلط بود و خط  بودا غلط!

روز اول درس ما این گشت: یک دنیا فریب

روز آخر مشق ما این بود: یک عقبی غلط

گفتنی ها را یکایک هر چه باد و هر چه بود

شیخنا فرمود، امّا یا خطا شد یا غلط

گفتم از فرط غلط ها دفتر دل شد سیاه

گفت می دانم، غلط داریم آخر تا غلط

روی هر سطری که خواندیم از کتاب سرنوشت

دیدۀ من یک غلط می دید و او صدها غلط

یا رب از تو عفو می زیبد ز مایان اعتراف

یا رب از تو مرحمت می زیبد و از ما غلط

اسفند ماه ۱۳۸۷- دهلی نو

علی رضا  قزوه

چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387




 چیزی عوض نشده ست

کوچک که بودیم

تو چشم می گرفتی

من قایم می شدم

حالا باد چشم می گیرد

درخت قایم می شود

ماه و زمین جایشان را عوض می کنند

دریا می سوزد

موج ها جر می زنند

توفان لی لی می کند

چیزی عوض نشده ست

دنیا چشم گرفته ست و

قیامت قایم شده ست.


علی رضا قزوه


نظرم در باره این شعر :

شعر قایم باشک بازی که یاد آور دوران کودکی ست شاید نشانگر آن باشد که جهان انسانی از نظر معنویات و اخلاقیات هنوز هم در عالم کودکی سیر می کند.
جهانی که بر روی معنویات و اخلاقیات به عمد چشم بسته است و از عالم غیب بی خبرست، جهانی ست که دست اندازی های توان آوری ، طبیعت آن را ، دچار تغییرات شگفت انگیز و گاه ویرانگری کرده است.این شعر حاوی صنایع بدیعی تشخیص ، حسن تعلیل ، استعاره  و تلمح است مثلا آنجا که می گوید حالا باد چشم می گیرد / درخت قایم می شود ، حسن تعلیل و تشخیص دارد چرا که درخت به علت شرکت در بازی ، پنهان می شود ؛ البته نوعی تناقض هم در آن هست چون درختی که  ثابت است کاری حرکت دار انجام می دهد و باد که ذاتا حرکت دارد کاری بی تحرک انجام می دهد. و دیگر اینکه شعر تلمیح دارد به یک نوع بازی کودکانه به نام قایم با شک بازی.   شاید روزی برسد که براثر آلودگی محیط زیست در زمین ، انسان مجبور شود در ماه و کرات دیگر زندگی کند که آن روز در واقع ماه و زمین جایشان را عوض می کنند.
چهارشنبه یازدهم دی 1387
 

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

دوشنبه هجدهم آذر 1387
/* /*]]>*/   درخت سیب را می آورند با دستبند به جرم این که چرا سیب هایش را چون سنگ، پرتاب کرده است!  درخت پرتقال را می آورند به جرم این که چرا میوه های امسالش خونین است  در خت زیتون را می آورند به جرم این که چرا یک در میان گلوله به دنیا آورده است!  دادگاه، رسمی ست   متّهم موجی ست که به او ایست دادند                             و نایستاد  متّهم کبوتری ست که از قبة الصخره نرفت  متّهم، گنجشکی ست که زبان عبری نمی داند!  دادگاه، رسمی ست  متّهم، درخت "سدرة المنتها" ست! و جاده ای که به معراج می رود  متّهم، تمام سنگ قبرهایند که "بسم الله" دارند  و تمام مادران که در شکم هاشان،            فرزندانی دارند                 سنگ در مشت! علی رضا قزوه     سلام.آقای قزوه ؛ هرچند عربی نمی دانم ازخواندن ترجمه ی شعر زیبایت لذت بردم .  دفاع از مظلوم به هر روش که مقدور باشد ؛ نشانه ای از معنویت  انسانی ست. مهدی فر زه
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

1

برای چه این همه مردم

در سینما جمع اند؟

این پرده های عمودی

با پرده های خیابان ها چه فرق می کند آیا؟

فقط این پرده را بیشتر شسته اند

 و این صندلی ها را

منظم تر چیده اند

و به این آدم ها گفته اند

کات!

فقط همین!

وگرنه این آدم ها که همان آدم هایند!

 

2

میان این همه جادو

میان این همه جانور عجیب و غریب

که تیر می خورند و نمی میرند

میان این همه انفجارهای عجیب تر

میان این همه آدم فضایی مشکوک

میان این همه سیاه بازی

هنوز

کلاه وکفش و عصای سیاه تو

مدرن تراست و

  قشنگ تر

چارلی جان!

 

3

 

باران می بارد و من

دنبال سقف دریاها می گردم

دنبال کودکی فصل ها

اسبی می دود با یال مه گرفته  و من

دنبال شعرهای بی واژگان می گردم

دنبال دفترچه ای با حروف باد

- آقا شما هم

بر پرده

ریل می بینی؟

با یک قطار که ایستگاه ها را با خود می برد؟

- خانم شما!

بر پرده بارانی می بینی که واژه ها را با خود ببرد؟

پس من چرا

همیشه فکر می کنم که جهان

دارد تعطیل می شود

و این سانس آخر دنیاست!


علی رضا قزوه

دوشنبه ششم خرداد 1387


 

سحرگاهان که در خوابی
تو را من لینک خواهم کرد
به بقال محل هم لینک خواهم داد
به وبلاگ گدایان و سپوران نیز خواهم رفت
سحرگاهان که در خوابید من هم خواب خواهم دید
مرا هک کن
خیالی نیست
دوباره آی دی از نو ؛

روز از نو
تمام شب به روزم من
و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فیلتر شکن ؛ یک روز ؛
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد

علیرضا قزوه