تبليغاتX
" شاهکارهای شعر نو پارسی"
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387



ياران چه غريبانه ،رفتند ازاين خانه

هم سوخته شمع ما ، هم سوخته پروانه

 

بشكسته سبوهامان ، خون است به دل هامان

فرياد و فغان دارد ، دردي كش ميخانه

 

هر سوي نظر كردم ، هر كوي گذر كردم

خاكستر و خون ديدم ،ويرانه به ويرانه

 

افتاده سري سويي ،گلگون شده گيسويي

ديگر نبود دستي ، تا موي كند شانه

 

تا سر به بدن باشد ،اين جامه كفن باشد

فرياد اباذرها ،ره بسته به بيگانه

 

لبخند سروري كو،سرمستی و شوري كو

هم كوزه نگون گشته ،هم ريخته پيمانه

 

آتش شده در خرمن ، واي من و واي من

از خانه نشان دارد ،خاكستر كاشانه

 

اي واي كه يارانم ،گلهاي بهارانم

رفتند از اين خانه ،رفتند غريبانه


پرويز بيگي حبيب آبادي