تبليغاتX
" شاهکارهای شعر نو پارسی" - تکدرخت
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388

 

ديدم در آن كوير درختي غريب را

محروم از نوازش يك سنگ رهگذر

تنها نشسته اي،

بي برگ و بار، زير نفسهاي آفتاب

در التهاب،

در انتظار قطره باران

در آرزوي آب

***

ابري رسيد،

- چهر درخت از شعف شكفت

دلشاد گشت و گفت :

« اي ابر، ای بشارت باران

« آيا دل سياه تو از آه من بسوخت ؟

 

غريد تيره ابر،

برقي جهيد و چوب درخت كهن

بسوخت.


حمید مصدق