پرده هاي كعبه در آتش
فرو مي سوخت
چونان خورگرفت.
مرغكان ِ ريگ افگن
تشنه جان
در مِهي از دود و آتش
چرخ مي خوردند
پر ریزان و سرگردان
بر فراز نيزه ها
قرآن ورق مي خورد
گوييا هنگامه ي صفين ديگر بود ...
اشك ريزان
ناگهان از ترس خوابِ تلخ
برجَستم
مي رسيد آواي غمناكي به گوش:
"خيمه ها مي سوزد و شمع شب تار عزاست
كربلا
ماتم سراست."
مهدی فر زه (میم. مژده رسان)
عصر عاشوراي89
واژه نامه:
خورگرفت = خورشید گرفتگی- کسوف
ترس خواب = کابوس
از بخشش بی کران هادی المهدی
ببریده امان ِگریه ، شادی
زین پس به سلام ِصبح ِآزادی
آید همه جا ، ندای آبادی
مهدی فر زه (میم. مژده رسان)
گر نبودی روز عاشورام
گر نبودی جوشش خون و پیام
الاسلام ؛ والسلام
مژده ی پیروزی اسلام
مژده ای شیرین بود ؛ هرچند...
صحنه ی تلخی ست عاشورام.
مهدی فر زه (میم. مژده رسان)
بر سر کنعانی مطرود
تاجی از خار نهاده اند
تاجی از سیم ِ اختر ِ داوود
==================================
بر زخم های تازیانه ی مردان ِبسته دست
بنشسته است ؛ مگسهای شش پرِ سمجی
راهی بجز کشتن نیست ؛ آیا هست ؟
On whip wounds of tied men
importunate six wing flies have sat
there is not any way except killing is there?
====================================
بر بیرق ِ نحس ؛ نقش بسته
عکس دو مگس ؛ که عکس ِهم
بر روی یکی ؛ یکی دگر بنشسته
آنان که کنامی از فناوری دارند
چون دود به هر دمی ، بلرزند
آنان آدم نه - آدمک نما یانند
پرندگان در قفس جوجه ها ؛ نهند
تا روزی یا قفس درهم شکند
یا که آن را به آسمان ببرند
مهدی فر زه (میم . مژده رسان)
واژه نامه :
سیم اختر داوود = سیم خارداری که خار هایش به شکل ستاره ی داوود باشد.
آدمک نما = شبه ربات
ای چشم بی رمق؛ زچه گریان نمی شوی؟
ای دل؛ چرا حزین و پریشان نمی شوی؟
روز عزای شاهدِ دوران؛ حسین (ع) شد
ای جان؛ چرا شقایقِ جانان نمی شوی؟
مهدی فر زه (میم. مژده رسان)
آنگاه که خداوند
پرستشگران را
رها شده خواهد
کشتی بر خشکی
و مردم در دریا
راه پیمایند
به سوی سپیده دمان
پس وای بر غرق شونده گان
هم آنان که غرق شوند
غرق شدنی
مهدی فر زه (میم. مژده رسان)
دردا كه صبر طاقت سوز و توان فرساي خدا
و بي قراري و بي طاقتي ما
هر دو بي منتهاست
وگرنه مي دانم
شبي خورشيد از كجاوه ي شب
پياده خواهد شد
شهر روز خواهد شد
روز
مهدی فر زه (میم. مژده رسان)
به یاد شهدای جنگ تحمیلی
و به یاد تنها برادرم شهید احمد فر زه که در مورخه 10/29/ 66 در شرهانی به شهادت رسید.
آنان که شهاب ِ این شب تار شدند
درعشق ِخدای خود گرفتار شدند
پا زین شب تیره گون نهادند برون
گفتند حقیقتی و ؛ بیدار شدند
(دیدندحقیقتی و ؛ بیدار شدند)
اما فکر می کنم: "گفتند حقیقتی و بیدار شدند" بهتر است چون هر انقلاب و هر چهره ی انقلابی ؛ دو ویژگی دارد: خون و پیام. و شهدا هر دو ویژگی را دارا بودند. هم خون دادند؛ هم پیام گفتند.
مهدی فر زه (میم. مژده رسان)

