
با نگاهی چو تیرِ آتش پر
دژ پل، از روی تپّه می نگرد
رهگذار ِسپاه ِ ایرانی؛
آسیاهای رودی و؛ پل را
ادامه مطلب...

ای صلابت ؛ در کلامت تش فشان
ای آتشین پیغام ؛ نقال
ای امیدِ ناامید
ناامیدِ ناامیدان، ای نکو
این "طلایی مخمل آوایان ِ بی دردان"
این نکوهیده پریشانگویکان را
واگذار و درگذر.
ای مُرصّع چامه هایت
یادگار از واژگان ِ دیر و آینده
ایدر و آنک به هر جایی سخن از تُست
ای نگارین شعر تو ، تاریخ
"آخر شهنامه" ات تلخین شرنگی بود
در کام شهان بی شک.
واژه پردازا
ای"زمستانت" هراس از مهر وکین و ؛ سایه و ؛ روشن
ای تو در زندان شعر و رنج خود محبوس
بار دیگر "زین اوستا" با من شوریده از سر کن
تشنگان شعر نابت را مبر از یاد
بشکفان آن "دوزخ سرد" و
زمین را از "بهاری تازه" دیگر کن
ای "هدایت" گونه ، نومید
ای امید،
پرده دیگر کن.
مهدی فرزه (میم مژده رسان)

(اینجا بشنوید و دانلود کنید. )
کوکوجان!
کوکوت ، کو ؟ کوکو
کوکوجان!
- : " کوکو کو؟ کوکو "
همشاخه ها به سوگ رها کرده ...
رفته اند
آن یاکریم ِ جُفت - مُرده را...
شاید
تنهایی برایش بهترست
شاید به سوگش
زین سان
با اوهمدلی کرده اند
شاید هم
با این روش
از مرگ و بد شگونی
پَرهیخته اند، بگریخته.
از چند و چون
تنها خداست، که می داند...
کوکو
امّا چرا تو باز به این شاخه آمدی ماندی
شاید به یاد ِ یار گرانمایه، آمدی ماندی
شاید هنوز چشم به راهی که در رسد
باور نکرده مردن ِ جانانه، آمدی ماندی
کوکوجان
غم به دل راه مده
هر زنده می میرد
کوکو
تنها خداست که می ماند
تنها خداست که می ماند
مهدی فرزه ( میم . مژده رسان)

