نوشته شده در تاريخ شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط مهدی فر زه |

(اینجا بشنوید و دانلود کنید. )
کوکوجان!
کوکوت ، کو ؟ کوکو
کوکوجان!
- : " کوکو کو؟ کوکو "
همشاخه ها به سوگ رها کرده ...
رفته اند
آن یاکریم ِ جُفت - مُرده را...
شاید
تنهایی برایش بهترست
شاید به سوگش
زین سان
با اوهمدلی کرده اند
شاید هم
با این روش
از مرگ و بد شگونی
پَرهیخته اند، بگریخته.
از چند و چون
تنها خداست، که می داند...
کوکو
امّا چرا تو باز به این شاخه آمدی ماندی
شاید به یاد ِ یار گرانمایه، آمدی ماندی
شاید هنوز چشم به راهی که در رسد
باور نکرده مردن ِ جانانه، آمدی ماندی
کوکوجان
غم به دل راه مده
هر زنده می میرد
کوکو
تنها خداست که می ماند
تنها خداست که می ماند
مهدی فرزه ( میم . مژده رسان)

