نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط مهدی فر زه |

ماز پر بن بست بی در رو به پیش روم

در بن چندم
یک پری رو بود
کز نهادم " یا خدا " برخاست زیبایی ش را
تا شنید او "یا خدا"
ترش رو شد تلخ شد
در بن دیگر پری رویی دگر
در ته هر بن پری رویی بتر
دیگر و دیگر
الی آخر

زان زمان
روشنایی و رهایی ناپدید
همچنانم سو به سو و در به در
ماز پر بن بست بی در رو به پیش روم...

