نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط مهدی فر زه |
آويخته ؛ به زمزمه ، هم چرخ و ريسمان
از ژرف چاه، سطل به بالاست در سفر
تا می رسد به روشنى روز و آفتاب
وارونه می شود به بن چاه سرد و تر
تاريخ سطل تجربه اى تلخ و تيره است:
تا آستان روشنى روز آمدن
پيمودن آن مسافت دشوار، با اميد
وآنگه دوباره در دل ظلمت رها شدن
دکتر شفيعى كدكنى

