نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم دی ۱۳۸۷ توسط مهدی فر زه |
میدود آسمان
میدود ابر
میدود دره و میدود كوه
میدود جنگل سبز انبوه
میدود رود
میدود نهر
میدود دهكده، میدود شهر
میدود، میدود دشت و صحرا
میدود موج بیتاب دريا
میدود خون گلرنگ رگها
میدود فكر
میدود عمر
میدود ، میدود ، میدود راه
میدود موج و مهواره و ماه
میدود زندگی ، خواه و ناخواه
من چرا گوشهای مینشینم؟
میدود ابر
میدود دره و میدود كوه
میدود جنگل سبز انبوه
میدود رود
میدود نهر
میدود دهكده، میدود شهر
میدود، میدود دشت و صحرا
میدود موج بیتاب دريا
میدود خون گلرنگ رگها
میدود فكر
میدود عمر
میدود ، میدود ، میدود راه
میدود موج و مهواره و ماه
میدود زندگی ، خواه و ناخواه
من چرا گوشهای مینشینم؟
ژاله اصفهانی
در این شعر زیبا که یکی از شاهکارهای شعر نو به شمار می آید شاعر با توصیف تصاویر مجازی که بر اثر حرکت قطار پیش می آید و با استفاده از صنایع تشخیص و حسن تعلیل به گونه ای از شعر تعلیمی دست می یابد. شعر از واژگان پارسی و در عین حال ساده و همه فهم برخوردار استدر مصرع می دود ، می دود ، می دود ، راه. انسان تصور میکند که دارد ریلهای قطار را می بیند و صدای حرکت قطار را بر روی آنها می شنود. و انسان یاد این شعر سعدی می افتد که فرمود :
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

