نوشته شده در تاريخ یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۸ توسط مهدی فر زه |
پشت شهزاده قاجار شكست
چون سر ميز به اجبار نشست
سند ِصلح به امضاي تزار
و قاجار
گشت مكتوب و سر ِايران را
هيفده شهر،
بهين شهرستان را
به يك امضا ز تن مام وطن بركندند
شاهزاده سوي شاه
با دل و جان پريشان آمد
سوي تهران آمد
حيرتش گشت فزون
شور و غوغايي ديد
همه جا جشن و چراغاني بود
سخن از فتح ِ ايراني بود
شاه قاجار
نشسته بر تخت
شاعران ِ وقاد
- يا نه -
جمله، قواد
فتحنامه به كف ،همه از فتح سخن مي گفتند
تهنيت ها به شه و مام وطن مي گفتند
دل شهزاده شكست
صبحگاهان از غم
ديده بر دنيا بست
واژه نامه
وقاد : روشن اندیش- تیز هوش- زیرک
قواد : یک جور دشنام است

