نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۸ توسط مهدی فر زه |
اين مرد خود پرست
اين ديو، اين رها شده از بند
مست ِمست
استاده روبه روي من و
خيره در منست
***
گفتم به خويشتن
آيا توان رَستنم از اين نگاه هست ؟
مشتي زدم به سينه او،
ناگهان دريغ
آئينه ی تمام قد ِ روبه رو شكست
حمید مصدق

