نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۸ توسط مهدی فر زه |
پنداشت او
- قلم
در دستهاي مرتعشش
باري، عصاي حضرت موساست.
مي گفت:
(( اگر رها كنمش اژدها شود
(( ماران و مورهاي
(( اين ساحران رانده و وامانده را
- فرو بلعد
مي گفت:
"از هيبت ِ قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
ديگر جهان ما به چه ارزد ؟"
***
بر كرسيِ قضا و قدر
قاضي
بنشسته با شكوهِ خدايانِ تندخو
تمثيلِ روزگارِ قيامت
انگشتِ اتهام ،گرفته، به سوي او:
"برخيز!
- از اتهام خود اينك دفاع كن.
اين آخرين دفاع!
پيش از دفاع، زندگيت را وداع كن."
مي گفت :
امان دهيد"

