" شاهکارهای شعر نو پارسی"
به انتخاب  مهدی   فر زه
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۰ توسط مهدی فر زه |

شبی از شبها :

گل شب بو

خورجین پر بو را نگشود

که زمستان

-ازکوهستان-

چارنعل آمده بود.

 

شبی از شبها :

یاد من

-پاورچین پاورچین-

از در خانه برون رفت.

وندانستم کی باز آمد

وکجا بود

آنقدر بو بردم

که تنش بوی دلاویز ترا با خود داشت.

 

شبی از شبها :

به تماشا بنشین

تیر چالاک شهابی را

که در انبانه ی شب گم گردد.

و به یاد آرکه ما نیز شبی

-یاروزی-

این چنین در قدم مرگ فرو می افتیم.

 

 

شبی از شبها :

تو مرا گفتی

"شب باش"

من که شب بودم و

شب هستم و

شب خواهم بود

شبِ شب گشتم.

به امیدی که تو فانوس نظرگاه شب من باشی .

 

 

محمد زُهَری

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

اسلایدر