نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۰ توسط مهدی فر زه |
از بلندای گریه ، سرو ، خمید
اسبِ گم کرده ره ، چو ماه ِ خونین را
سوی انبوه ِ دشمنان ؛ بکشید
با بانگ ِ طبل ؛ مپوشان صدای حسین
آید صدای قرآن ، ازنیزه ها ، هنوز
بگذار تا بگریند ؛ مردم برای حسین
کوش تا گریه ی تو گریه ی بن سعد نباشد
از شمس ولایت بطلب نور هدایت
تا سیف تو از خون علی گریه گر بعد نباشد
یزید ِ تشنه تر از اهل کربلا ؛ دیگر
بنوش آتش چرکاب و تشنه تر از پیش
برآر بانگ؛ ز ژرفای روده پاره ها و جگر
مهدی فرزه

