نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ توسط مهدی فر زه |
نماز خون به قبله ی خورشید می کنم اکنون
نماز آخر من
این رسا
شکسته گرچه مرا قامت
"آه"
- می گوید :
که سر به کعبه ی خورشید می زند افلاک.
من آن درخت تناور به راه توفانم
شکسته شاخه ؛ خراشیده برگ ؛ می مانم
حماسه ی شکست ندیدی ؛ کنون ببین
پرنده ای که پر و بال ریزد و پوید
رهی به سوی زیارت ز کعبه ی خورشید
پرنده ای که چو آتش بسوزد و آنگاه
ز خاک و بسترِ خاکسترش دوباره برخیزند
پرندگان رهایی ، فرشتگان خدای
مهدی فر زه (میم مژده رسان)

